ارائه کننده بحث: خانم سیده نفیسه حسینی
ویروس کرونا خانواده بزرگی از ویروسها هستند که میتوانند حیوانات و انسانها را بیمار کنند.و باعث بروز ناراحتی های تنفسی شوند. این ناراحتی ها ممکن است به اندازه سرما خوردگی خفیف یا به اندازه ذات الریه شدید باشند. ویروس کرونایی که به تازگی کشف شده است عامل ابتلا به بیماری کووید-19 است.
کووید-19 موجب بیماری عفونی می شود. این ویروس نوظهور و بیماری ناشی از آن، تا قبل از شروع طغیان اخیر در دسامبر سال 2019 در شهر ووهان،کشور چین، ناشناخته بود.
تب، خستگی و سرفههای خشک رایجترین علائم ابتلا به بیماری کووید-19 هستند. بعضی از بیماران ممکن است علائم دیگری مثل درد و کوفتگی، گرفتگی بینی، آبریزش بینی، گلودرد یا اسهال داشته باشند.
بیکاری- فقر- افت رشد اقتصادی- کاهش جمعیت- شستن دست ها- کاهش نزاع ها- غافلگیری و ضعف انسان ها- یاد مرگ -پرهیز از اجتماع و …. از آثار کووید 19 است.
کرونا ویروس متاسفانه در جوامع اسلامی و بین مسلمانان خودش را بیشتر نشان داده است و با توجه به عقاید دینی و مذهبی مسلمانان باعث بروز مشکلاتی شد که یکی از آنها تعطیلی مراکز معنوی و اجتماعی و تمامی مکان های مقدسی که محل عبادت و پیوندهای اجتماعی مومنان و موجب تحکیم و انسجام امت اسلامی بود شد. اگرچه سودمندی های بی شماری داشت اما بنا به توصیه و دیدگاه متخصصان این اماکن بسته شد تا ازشیوع این بیماری جلوگیری شود.
واین مساله باعث بروزدو دیدگاه شد حال می خواهیم ببینیم که بازگشایی مکان های مقدس هم چون مساجد در وضعیت فعلی چگونه است؟ آیا رجوع به متخصص در بازگشایی مساجد درست است یا نه؟
در خصوص جواب به این پرسش باید ابتدا با آیه و روایتی شروع می کنیم و به چند قاعده فقهی که مورد توجه فقیهان می باشد اشاره کنیم :
آیه:
از نگاه فقهی تمام فقها فتوا میدهند که اگردر قضیه ای اینگونه شد که القا حرام وجود داشت وموجب ضرر قطعی بود ، طبیعی است که باید اجتناب صورت بگیرد به مصداق آیه مبارکه ،که فرموده: «لاتُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ» (بقره ۱۹۵) می فرماید: «خودتان را به دست خودتان به هلاكت نيندازيد». مراد از این تهلکه هم اعم از هلاکت دنیوی و اخروی است.در بحث ویروس کرونا عرف مردم این بیماری را بر اساس آنچه پزشکان و متخصصان عنوان کردند موجب ضرر قطعی و هلاکت می دانند. لذا مصداق این آیه می شود و باید از آن اجتناب کرد. با توجه به آمار کشته شدگان در اثر ویروس منحوس کرونا و برای حفظ جان مسلمین رعایت نظر متخصصان واجب و تخلف از آن جایز نیست.
روایت:
. مرحوم شیخ حر عاملی در باب بیستم از ابواب احتضار در جلد دوم وسایل روایتی را نقل میکند که روایت پنجم همین باب بیستم است. روایت این است که علی بن جعفر از برادرش امام موسی کاظم علیهالسلام در مورد وبا سؤال میکند. اینجا وبا موضوعیت ندارد بلکه منظور مرضهای مسری است مثل طاعون و کرونا و هر ویروسی که مسری است. روایت اینچنین است: «سَأَلْتُهُ عَنِ الْوَبَاءِ یَقَعُ فِی الْأَرْضِ- هَلْ یَصْلُحُ لِلرَّجُلِ أَنْ یَهْرُبَ مِنْهُ- قَالَ یَهْرُبُ مِنْهُ- مَا لَمْ یَقَعْ فِی مَسْجِدِهِ الَّذِی یُصَلِّی فِیهِ- فَإِذَا وَقَعَ فِی أَهْلِ مَسْجِدِهِ الَّذِی یُصَلِّی فِیهِ- فَلَا یَصْلُحُ لَهُ الْهَرَبُ مِنْهُ» پس تا زمانی که این ویروس در مسجدش واقع نشده است، میتواند فرار کند اما اگر این بیماری به مسجد برسد، صلاح نیست که فرار کند. چون مبتلا شده و احتمال دارد که دیگران را نیز مبتلا کند. حال عبارت «فلایصلح» باید حمل بر حرمت شود یا باید حمل بر کراهت شود؟ مرحوم شیخ حر میفرماید: نهی در این روایت، تنزیهی است اما با توجه به آنچه ما عنوان کردیم از این روایت استفاده میشود که خروج این شخص از منزل خود، باعث ابتلای دیگران به بیماری میشود و لذا احتیاط وجوبی اقتضا میکند که شخص در همانجایی که هست بماند تا دیگران مبتلا به این بیماری نشوند.
مطلب دوم: قواعد فقهی
1- قاعده رجوع جاهل به عالم :
رجوع جاهل به عالم، عقلا و شرعا لازم است. این قاعده، از قواعد عقلی و مطابق با فطرت انسان است و بیان میکند که افراد جاهل در هر فن و علمی، باید به افراد عالم و خبره مراجعه کنند. یکی از ادله جواز تقلید، قاعده رجوع جاهل به عالم است که در همه زمانها و مکانها مورد تایید عقلا بوده است. بنای عقلاء در هر حرفه و صنعتی، بلکه در تمام امور مربوط به معاش و معاد، بر رجوع جاهل به عالم است، چون عالم ،از اهل خبره و اطلاع است.
به همین خاطر است که برای شناخت اشیاء صحیح و معیوب به متخصص آن. همچنین برای شناخت معانی الفاظ به زبان شناس و اهل لغت و در علاج بیمار به طبیب رجوع میکنند. رجوع جاهل به عالم، مقتضای عقل فطری هر انسانی است. از این رو کسی که راهی را نمیشناسد از کسی که آن را میداند سؤال میکند.
علت این مطلب این است که علوم و فنون، فراوان هستند و به شعب مختلف تقسیم شدهاند به گونهای که هر انسان قادر نیست در تمام علوم و فنون، صاحب نظر شود، بلکه فقط در یک یا دو رشته علمی یا یک یا دو فن میتواند صاحب نظر شود.
با توجه به گفتههای فقها درخصوص بنای عقلاء بر رجوع به اهل خبره، میتوان گفت:
اولاً – انسان نیازمند به استفاده از علوم و فنون و تخصصهای مختلف بوده و این نیاز در جنبههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان مشاهده میشود.
ثانیاً – هر فرد به تنهایی قادر به کسب تخصص و مهارت در همه علوم و فنون نبوده و با گسترش روزافزون دامنه علوم، این ناتوانی روز به روز بیشتر محسوس و نمایان میشود.
ثالثاً – تخصص و مهارت اهل خبره سبب میشود تا اطمینان و اعتماد به صحت و مطابق با واقع بودن نظر او حاصل شود و چنین اطمینان و اعتمادی مورد توجه عقلاء قرار گرفته و براساس آن عمل می شود.
رابعاً – فطرت حقیقتجوی انسان نیز، او را به تلاش و تکاپو جهت رسیدن به واقعیت وا داشته و در این راستا او را به پرسش و درخواست نظر از کسانی که آگاهی و شناخت نسبت به موضوع داشتهاند کشانده است.
پس این اصل که در دین نیز معتبر است، نظر متخصصان متعهد در حوزه تخصصی خود است، یعنی متخصص متعهدی که براساس تخصص و تجارب معتبر خود نظر میدهد، اظهار نظر وی بهلحاظ دینی معتبر است و مسلمان باید این نظر را بهعنوان یک نظر تخصصی بپذیرد؛ یکی از دلایلی که ما نظر مراجع تقلید را میپذیریم این است که مراجع ما متخصصان متعهد دینشناس هستند و دین را با روش معتبر فهم کردهاند و به همین دلیل ما نظر مراجع را چون یک نظر تخصصی است میپذیریم و از مراجع تقلید میکنیم و چنین تقلیدی در همه جوامع بشری پذیرفته و طبق آن عمل میشود.
کارشناسان و متخصصان حوزه پزشکی برای مقابله با بیماریای که در کشور شایع شده و بیتوجهی به آن حتی موجب مرگ برخی از هموطنان ما شده است، تأکید کردند که تجمعات اعم از نماز جمعه، جماعات و اماکن زیارتی موقتاً تعطیل شود چون فعالیت آنها موجب سرایت بیشتر بیماری میشود، خب، این نظر تخصصی است و ما در مقابله با این بیماری و حفظ سلامت خود که بهلحاظ عقلی لازم و بهلحاظ دینی واجب است، تعهد دینی داریم وباید این دستورات را بپذیریم و به آن عمل کنیم
2- قاعده لاضرر (لاضرر و لاضرار فی الاسلام)
قاعده لا ضرر از قواعد مشهور فقهی است که در بیش تر ابواب فقه کاربرد دارد و مضمون آن این است که ضرر در اسلام مشروعیت ندارد و هرگونه ضرر و اضرار در اسلام نفی شده است.
قاعده لاضرر یکی از ۴ یا ۵ قاعده کلی است که بسیاری از فقهای اسلام آن را اساس تشکیل فقه دانسته اند. و به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) ، یک حکم سلطانی است.
این قاعده مهمترین مستند، برای جلوگیری از اعمال ضرری است و از هر ضرر مادی و معنوی به آبرو، مال و جان مومنان منع می نماید. همچنین یافته ها حاکی از آن است که قاعده لاضرر یکی از مهمترین قواعد فقهی است و دلیل روایی قاعده لاضرر منحصر در حدیث نبوی نیست و در قضایا و موارد مختلف این دستور از سوی پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) نیز صادر گردیده است.
احکام شرعی تابع مصالح (منافع) ومفاسد (مضار)اند؛ بدین معنا که چیزی واجب نشده مگر آنکه در آن منفعتی برای بندگان لحاظ شده و چیزی حرام نشده مگر آنکه در آن ضرری برای آنان بوده است. امام صادق علیه السّلام میفرماید:«خدای تعالی به آنچه برای بندگان زیان داشته آگاه بوده است؛ از این رو، آنان را از آن بازداشته و بر ایشان حرام کرده است».
ضرر همچنان که علت تشریع محرمات است، علت رفع حکم و عدم تشریع آن نیز میباشد. بر این اساس، قاعده لاضرر و لاضرار از مشهورترین قواعد فقهی به شمار میرود. مفاد این قاعده نفی حکم ضرری در شرع مقدس است؛ بدین معنا که شارع مقدس حکم ضرری را برای مکلّفان تشریع نکرده است. بنابر این، در صورتی که وضو ، غسل و یا روزه گرفتن برای مکلّفی ضرر داشته باشد، بر او واجب نخواهد بود؛ بلکه در صورت تحمل ضرر و انجام دادن عمل، صحیح و کافی نیز نخواهد بود.
چنانچه در ترک فعل حرام ، بیم ضرر قابل توجه نزد عقلا وجود داشته باشد، ارتکاب آن بر مکلّف حلال خواهد بود؛ خواه منشأ آن تقیه باشد یا اکراه و یا غیر آن، مانند کسی که به علّت در اختیار نداشتن غذا و شدت گرسنگی بیم تلف شدنش میرود. بر چنین فردی جایز است از حیوان حرام گوشت تغذیه کند تا از مرگ مظنون رهایی یابد.
-فرع فقهی:
گرچه طبق حکم اوّلی تغسیل، تکفین و نماز بر میت واجب است اما در صورتی که به تشخیص متخصصان از رهگذر این واجبات، ضرری – ولو احتمالی- متوجه غسّال یا نمازگزار بر میّت و سایر دست اندرکاران شود به استناد قاعده لاضرر، حکم وجوب احکام فوق الذکر منتفی می شود.
همچنان که در بحث کرونا در مورد اموات کرونایی این مشکل وجود داشت.
- وجوب نماز جمعه در صورتی که واجب باشد و وجوب روزه که پشت سر گذاشتیم و حج در ماه های آینده در صورتی که شرایط کرونایی ادامه یابد به استناد قاعده لاضرر منتفی و بنابر برخی مبانی از باب اجتماع امر و نهی و دلالت نهی بر فساد در عبادات حرام و باطل خواهند بود. چنان که مرحوم سیدکاظم یزدی- صاحب عروه - وضو و غسل ضرری را نه تنها واجب نمی داند بلکه باطل هم می داند.
و در مانحن فیه، رجوع به گفته متخصصین با توجه به بحث اضراری که برای همه مردم وجود دارد واجب است و باید از آن پیروی شود.
3- قاعده دفع ضرر محتمل
قاعده دفع ضرر محتمل، از قواعد عقلی است که مضمون آن حکم عقل به دفع ضرر محتمل و یا مظنون است؛ بنابراین، اگر انسان درباره چیزی احتمال ضرر بدهد، از نظر عقل، دفع آن ضرر محتمل واجب است. این قاعده در مباحث مختلف اصولی، کاربرد دارد.
در بحث احتیاط نیز یکی از ادله عقلی که برای وجوب احتیاط به آن استناد شده، همین قاعده است؛ به این بیان که مبنای اصل احتیاط، حکم عقل به دفع ضرر محتمل است؛ یعنی عقل به لزوم دفع ضرر محتمل حکم میکند، و هرگاه در مورد ترک یا انجام کاری، احتمال ضرر اخروی باشد، عقل به احتیاط حکم میکند.
- بستن مسجد به حکم حرمت صدّ عن سبیل الله و وجوب تعظیم شعائر، ممکن است جایز نباشد . اما اگر به تشخیص خبره، باز بودن آن موجب ضرر نمازگذاران یا گسترش ویروس به دیگران باشد، به استناد قاعده اضطرار (الضرورات تبیح المحذورات)، حرام خواهد بود. و شاید به استناد قاعده وجوب دفع ضرر محتمل، بستن آنها واجب باشد.
4- تزاحم حرام با مستحب
مورد تزاحم، جایی است که دو حکمی که فعلیت داشته و تعارضی میان آن ها در عالم جعل وجود ندارد، بر عهده مکلف قرار میگیرد و او قادر به امتثال هر دو با هم نمیباشد.
-تشرّف به مشاهد مشرّفه که از مستحبات موکد است و گردهمایی در هیئات و مجالس مذهبی که از مصادیق تعظیم شعائرند اگر موجب اضرار به شخص یا اضرار به جامعه مسلمین و گسترش بیماری شوند نه تنها مستحب نیستند بلکه از باب نهی از اضرار به غیر حرام نیز خواهند بود. این فرع هم از مصادیق تزاحم مستحب با حرام می باشد که مسلما حرام مقدّم بر مستحب می شود.
- نماز جمعه در صورت استحباب و نماز جماعت در صورتی که موجب ضرر به نمازگزار یا اضرار به غیر باشد به استناد حرمت اضرار به نفس و اضرار به غیر، حرام می شود. این فرع از مصادیق قاعده تزاحم و تقدیم حرام بر مستحب هم می باشد. البته بنابر برخی نظرات، احکام استحبابی مشمول قاعده لاضرر نیستند.که در این صورت از باب تزاحم حرام ( مستفاد از لاضرر) و مستحب (نماز جمعه و جماعت) بدیهی است که حرام مقدم می شود.
بزرگان مکتب اهلبیت علیهم السلام مانند حضرت امام رحمة الله علیه هم در بیماریها به پزشکان مراجعه میکردند و هم توصیههای پزشکان را رعایت میکردند و حتی برخی عبادات مستحبی و حتی برخی واجبات را بهدلیل توصیههای پزشکان ترک میکردند، پس نظر پزشک بهعنوان نظر متخصص معتبر است.
نکته آخر در رابطه با حرم ائمه(ع) :
و درخصوص کسانی که به نام دین به ساحت مقدس حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(ع) هتک حرمت کردن باید گفت:
هتک احترام و اهانت کردن به مقدسات و محترمات دینی یعنی آنچه لزوم احترامش در دین امر بدیهی باشد. مانند قرآن مجید، کعبه معظمه، مساجد، مشاهد مشرفه حتی تربت حسینی (علیهالسّلام) از گناهان کبیره و رذائل اخلاقی است.رعایت حرمت قبور رسول خدا و ائمهی هدی (علیهمالسّلام)، نزد هر مسلمانی ضروری است. به طوری که اهانت و هتک آنها نزد هر دینداری گناه بزرگی است. روایات دربارهی لزوم احترام مشاهد مشرفه بسیار است و در اینجا به روایتی که از تهذیب شیخ نقل شده است اکتفاء میکنم:
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) فرمود: «یا علی خداوند قبر تو و فرزندانت را بقعههایی از بقعههای بهشت و قطعههایی از قطعههای آن قرار داده است و دلهای پاکان از خلقش و برگزیدگان از بندگانش را به سوی شما مایل ساخته که در راه شما هر آزار و خواری را تحمل میکنند. پس قبرهای شما را آباد مینمایند و آنها را برای قرب به خدا و دوستی پیغمبرش زیارت میکنند.
و این ادعا شدکه “چون ائمه شافی هستند پس نباید بههنگام بیماری حرم ائمه بسته باشد"، بایدگفت: در نگاه دینی، شفادهنده حقیقی تنها خداست و برای تحقق شفا مانند سایر امور علل و اسبابی قرار داده است و سنت و رویه خدا همین است چنانکه امام صادق علیه السلام فرموده است: «ابی الله ان یجری الاشیاء الّا بالاسباب» خداوند ابا دارد از اینکه امور جهان بدون سبب محقق شود و پزشکان، دارو و درمان و توصیههای پزشکی اسباب طبیعی و عمومی شفا هستند کما اینکه دعا و توسل به اهلبیت علیهم السلام هم اسباب ماورای طبیعی و متعالی شفا هستند که از باب کرامت در هرجا که مصلحت باشد بهعنوان بندگان مقرب الهی از خداوند درخواست شفای دیگران میکنند و درخواست آنان مقبول میشود و شفا میدهند. البته استجابت دعای ائمه منحصر به شفا دادن نیست و در سایر حوائج هم وجود دارد.
باید دانست که اهلبیت علیهم السلام علاوه بر کرامت در شفا دادن و برآورده شدن حوائج که در موارد خاص که مصلحت باشد از آنان صادر میشود مقام واسطه فیض الهی بودن را هم دارند که عام و فراگیر است و هرچه از خدا به بندگان و مخلوقات عنایت میشود از کانال اهلبیت علیهم اسلام عنایت میشود، چنانکه در زیارت آل یاسین کبیره آمده است که “هیچ شأنی از شئون ما نیست مگر آنکه شما اهلبیت سبب و راه رسیدن به آن هستید (فماشیء منّا الّا وانتم له السبب والیه السبیل) که این هم به هیچ وجه بهمعنای بیاعتنایی به دستورات پزشکی نیست چنانکه درعینآنکه همه به رازقیت خدا و وساطت اهلبیت علیهم السلام در رزق و کرامت آنان در تأمین روزی در موارد خاص که مصلحت باشد، معتقد هستیم هیچگاه از تلاش و تدبیر برای تأمین زندگی دست نمیکشیم و برای آن و بهجای آن به حرم اهلبیت علیهم السلام نمیرویم و هیچ مسلمانی حتی همین افراد هم چنین عمل نمیکنند البته این حقایق دینی را باید درست و با دقت فهمید و نیاز به توضیح بیشتر دارد.که در اینجا مجال نیست.
دیدگاه منتقد :خانم منصوره علی محمدی
شبهاتی که در این موضوع و نظریه فقهی تعطیلی مساجد مطرح شده است این است که گفته شده در تعطیلی مکانهای اجتماعی، مساجد هم جزو مکانهای اجتماعی است. به هر حال قسمتی از واجبات دینی ما و شعائر دینی ما در مساجد انجام می شود به طور مثال حج در مسجد انجام میشود و نیز اعمال واجب دیگر. سوال این است که تا چه حد و حدودی این تعطیلی باید انجام شود و تا کی باید تعطیل باشد و اگر باز شود آیا قوت احتمال و محتمل در آن دیده شده است؟ اگر قرار بر این باشد که این بیماری عمق داشته باشد و همچنان احتمال خطر باشد آیا جایز است بازگشایی انجام شود ؟
شبهه دیگر اینکه ما در این مسائل معمولاً به کارشناس و خبره مراجعه میکنیم کارشناس در این موضوع مسئولین و کادر مراکز درمانی و نیز وزیر بهداشت و نیز بهداشت جهانی می باشد که ما از آنها برای رفع مشکل نظر میگیریم که باید گفت این نظر ظن ایجاد میکند و پاسخ قطعی نیست و ایجاد قطع نمی کند با توجه به آیه ولا تلقوا بایدیکم الا التهلکه در مورد خبر قطعی صحبت می کند آیا ما باید آن را قبول کنیم و نظر کارشناس را بپذیریم یا نه؟
شبهه دیگر در آیه ولا تلقوا بایدیکم الا التهلکه نهی ارشادی است .نهی ارشادی یعنی عقل حکم میکند که اگر وارد اجتماعات شوید خطر است و جان افراد به خطر میافتد ولی حرمت تکلیفی ندارد.
شبهه دیگر روایتی از پیامبر اکرم صلی الله در کتاب جعفریات است که پیامبر صلی الله فرمود وقتی آفات و آسیب ها وارد شود اهل مساجد در امان خواهند بود. سوال این است که چرا تصمیم گرفتید که مسجد بسته شود با توجه به این روایت و اگر این طولانی شدن بسته شدن مساجد انجام شود چه اتفاقی می افتد؟
شبهه بعدی اینکه این قرنطینه تا چه حدی مجاز است آیا قرنطینه نسبت به مکان محدود است یا نسبت به یک مکان وسیع مثل شهر؟ تا چه حدی قرنطینه با دلایل نقلی و عقلی مجاز است؟
پاسخ ارائه کننده:
آیا شعائر دینی نباید حفظ شود؟تفاوت بین واجب و مستحب؟ مثل حج و و نماز جماعت
شعائر دینی:
1- واجبات-
2- مستحبات
بحث اهم و مهم است
اولا با تعطیلی موقت مسجد و حرم، نماز و زیارت تعطیل نمیشود. هم نماز را میتوان در غیر مسجد خواند و باید خواند و هم زیارت را میتوان از راه دور انجام داد. بنابراین شعائر به طور کامل تعطیل نشدهاند؛ بلکه شکل خاصی از آن ترک شده است.
ثانیاً ترک شکل خاصی از انجام شعائر، به دلیلی صورت گرفته است که از منظر شارع مقدس بر دیگر دلایل ترجیح دارد. شارع، حفظ جان را واجبتر از تقید به شکل خاصی از شعائر میداند.
ثالثاً شعائر در اسلام، خالی از شعور نیست. عقلانیت دینی اقتضاء میکند برای حفظ جان عموم افراد جامعه، تا زمان برطرف شدن خطر به توصیه کارشناسان سلامت، یعنی اجتناب از اجتماع عمل کنیم.
v مناسک حج ۴۰ بار در طول تاریخ متوقف شده است.
v مناسک حج ۴۰ بار در طول تاریخ متوقف شده است.
v کشتار مردم در عرفات سال ۸۶۵ میلادی
v در سال ۳۱۷ هجری قرامطه دست به جنایت هولناکی در مسجدالحرام زدند و علاوه بر کشتن زائران داخل مسجدالحرام، حجر الاسود را دزدیدند و تا ۲۲ سال کسی مکان آن را نمی دانست تا سال ۳۳۹ هجری.
v در سال ۶۵۵ هجری کسی از حجاز به حج نرفت سبب بیماری طاعون از دنیا رفتند
v سال ۱۸۱۴ و شیوع طاعون
v سال ۱۸۳۱ و مرگ سه چهارم حاجیان با شیوع وبای هندی
v سال ۱۸۳۷ میلادی و شیوع وبا
v سال ۱۸۴۶ و شیوع بیماری کولرا تا چند سال-در این سال بیماری همه گیر کولرا میان حاجیان شیوع یافت و تا سال ۱۸۵۰ ادامه یافت و بار دیگر در سال های ۱۸۶۵ تا ۱۸۸۳ شیوع پیدا کرد.
v سال ۱۸۵۸ میلادی بیماری وبا
v سال ۱۸۶۴ میلادی بیماری وبا
• با توجه به آیه و لاتلقوا…دوری از خطر قطعی واجب است اما با خبر کارشناس نهایتا ظن حاصل می شود؟ ظن در موضوعات هم موردنظر فقهاست.
• اما نکته این است که آیا این ظن دلیل بر اعتبار دارد یا ندارد؟
• با توجه به سیره عقلاو عدم ردع شارع
بر حجیت خبر ثقه؛ چه در موضوعات و چه در غیر موضوعات؛ میتئانیم بر نظر کارشناسان عمل کنیم.بر این اساس اگر پزشکان حاذق متدین عنوان کنند که رفتوآمدها در مجامع عمومی و ملاقاتها، ظن به سرایت بیماری را بیشتر میکند، بر این اساس نیز میتوان حکم کرد که خبر ثقه حجت است و باید بر اساس آن عمل کرد.
لذا احتیاط وجوبی در اینجا این است که باید از رفتوآمدها در مجامع عمومی و مجالس اجتناب شود؛ چون مشخص نیست که چه کسی مبتلا است و چه کسی مبتلا نیست.
نهی در آیه ارشادی است چطورحرمت تکلیفی برای ورود افراد به اجتماع قابل استفاده است؟ حال میگوییم اگرچه دستورات، ارشادی هستند، اما میتوان حکم تکلیفی مولوی را به طریق إنّ از آن استفاده کرد و بهصرف شبهه موضوعیه بودن، نمیتوان برائت جاری کرد.
علاوه بر همه این مسائل، بحث ضرر هم وجود دارد.
ضرر گاهی ضرر مالی و عرضی است و گاهی ضرر نفس و جان است. لذا در محل بحث ما که ضرر جانی مطرح است، فقها میگویند، تحمل این ضرر ممکن نیست و این ضرر کشنده است و لذا تحمل آن جایز نیست چون بر اساس آیه شریفه، القاء در تهلکه است و شارع از آن نهی کرده است.
• آیا قرنطینه شهر با دلایل عقلی و نقلی جایز است؟ با توجه به آیه و روایاتی که توضیح دادیم این بحث مختص به کرونا ویروس نیست؛ بلکه هر ویروس و هر میکروبی که ضرر جانی و مالی و عرضی و… به مردم وارد کند، حتی اگر در این مورد، قرنطینهای هم صورت بگیرد اشکال ندارد.
• در اینگونه موارد، حکومت یک وظیفه شرعی دارد و مردم هم یک وظیفه شرعی دارند و درنتیجه حفظ جان انسانها و نجات مسلمان ازاینگونه خطرها که ممکن است منجر به مرگ انسانها شود، واجب است.
• چون این ویروس برای هر شخصی مضرّ است و نسبت به انسانها شدت و ضعف دارد و بعضیها را تا مرز هلاکت پیش میبرد، بر هرکسی و هر مجموعهای که قدرت جلوگیری از آن را دارد واجب است از آن جلوگیری کند.
• پس جلوگیری از این ویروس و منتشر شدن آن در سطح جامعه و مانعشدن از سرایت آن به دیگران، به هر وسیله ممکن ولو به تعطیل کردن مراکزی که محل تجمع است یا هر وسیله دیگری از این قبیل یا ترک شرکت در این مراسم و یا ایجاد قرنطینه، وجوب شرعی دارد. چنانچه آیات قرآن کریم و روایات شریفه دال بر این مطلب است که حفظ نفس از بالاترین واجبات است.
روایتی می گوید که اهل مساجد از آفات در امانند پس چرا مساجد باید تعطیل شوند؟ اگر زمان طولانی شود چطور؟ در روایتی که از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نقل شده آمده است که « إِذَا نَزَلَتِ الْعَاهَاتُ وَ الْآفَاتُ عُوفِیَ أَهْلُ الْمَسَاجِدِ» (الجعفریات): هرگاه آفات و عاهات (بیماریها) بر انسانها فروریزد، اهل مساجد در عافیت خواهند بود!
۱-یکی اثبات صدور آن از معصوم -که این روایت تنها در کتاب الجعفریات، تألیف محمد بن محمد بن اشعث کوفی، زیسته در قرن چهارم هجری، آمده است. کتاب و مؤلف آن، هردو مورد اعتماد عالمان شیعه از قدما بوده است؛ ولی برخی از علمای معاصر به طور جدی در سند آن تشکیک کرده و یا آن را رد کرده اند؛ لذا نمی توان چندان به قوت آن اتکا نمود.
2ـمعنای ظاهر این سخن این است که وقتی بلاها و بیماریها فرو ریزد، اهل مساجد در صحت و عافیت خواهند بود. در این راستا میبایست توجه کرد که:
اولاً به مناسبت حکم (عافیت) و موضوع (نزول بلا و بیماری) به نظر میرسد منظور از بلاها و بیماریها، بلاها و بیماریهای اخلاقی، اجتماعی و معنوی باشد؛ یعنی وقتی فتنهها و بلاهای اجتماعی پدیدار شود، اهل مساجد به سبب اتصال به خدا و آگاهی از حقایق دینی و پیمودن راه صحیح زندگی، از آن فتنهها در امان خواهند بود؛ چراکه مساجد مکان انس و اتصال به خدا و آموختن مسائل دینی و ارزشهای معنوی است،
ثانیاً «عافیت» اگرچه در معنای سلامتی جسم و روح، هردو، به کار رفته، اما در نصوص دینی بیشتر در سلامتی دین و ایمان به کار رفته است.
بر این اساس، معنای سخن این است که وقتی فتنههای گمراهکننده فرو بارد و بسیاری از مردم را گمراه و سرگردان کند، اهل مساجد به سبب ارتباط مداوم و نزدیک با دین و عالمان دینی از گمراهی مصون مانند.
ثالثاً حتی اگر منظور از آفات و عاهات، بیماریهای جسمی باشد، سخن منسوب به پیامبرصلی الله علیه وآله به این معنا نیست که اهل مساجد حتی اگر اصول بهداشتی را رعایت نکنند، باز هم در امان خواهند بود وعوامل طبیعی وغیرآن بر اهل مسجد اثر ندارد.
و نیز به این معنا نیست که اگر عقل و تجربه صحیح به تعطیلی ومحدود نمودن موقت مساجد حکم میکند، همچنان باید دربهای مساجد باز باشد! این روایت یقینا بر چنین لوازمی دلالت ندارد.
• زیرا ما توصیههای متعدد و وضع قوانین مختلف برای رعایت پاکی و بهداشتی داریم که اینها از احکام طلایی اسلام و روش عملی پیشوایان دین بوده است.
• مسلماً مؤمنان، با انگیزه ایمانی، بیش از دیگر مردمان به امور بهداشتی و آراستگی ظاهری و باطنی اعتنا میکنند و همین توجه به پاکیزگی، خود از زمینهها و عوامل در امان ماندن از بیماریها است.
• بخش زیادی از احکام فقهی به موضوع طهارت مربوط است و مؤمنان به مراعات طهارت و دوری از پلیدی ظاهر و باطن موظف شدهاند.
تطهیر مسجد از پلیدیهای ظاهری از واجبات فوری است و به همین سبب، ضدعفونی کردن مسجد از آلودگیها واجب است؛ همچنانکه پاکیزگی و رعایت بهداشت و آراستگی از آداب واجب و مستحب حضور در مساجد و حرمهای اولیای دین است.
• از آنجا که بر اساس حکم عقل و دین، حفظ جان خود و دیگران بر مؤمنان واجب و خود و دیگران را در معرض بیماری و نابودی قرار دادن حرام است، اگر بنابر نظر متخصصان، برای پیشگیری از مرگ و بیماری، جلوگیری از حضور افراد در مساجد لازم باشد، بستن درهای مساجد نه تنها ممنوع نیست، بلکه واجب شرعی خواهد بود و این امر هرگز از قداست و اهمیت مسجد نمیکاهد، بلکه خود از اهمیت و قداست مسجد در نظر شرع مطهر نشان دارد.
• نکته پایانی اینکه وقتی مثلا گفته میشود «اهل مساجد» چنین و چناناند، منظور غالب افرادی است که چنین وصفی دارند، نه تک تک افراد و سخن گفتن به این شیوه در عرف عقلا رایج است. بنابر این معنای سخن مورد بحث این است که: در بلاهای فراگیر، غالب اهل مساجد در امان و عافیت خواهند بود؛ هرچند ممکن است برخی از آنان نیز به آن بلاها گرفتار آیند!

آخرین نظرات