معاونت پژوهش مدرسه علمیه الزهرا سلام الله علیها گرگان نشست پژوهشی با عنوان« بررسی اهداف ،ایده آل ها و ارزش های انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی »در جمع طلاب سطح دو مدرسه برگزار نمود. در این نشست دکتر حکیمی از اساتید این مدرسه با ایراد سخنانی راجع به این موضوع بیان کرد :
شخصیت امام خمینی یک شخصیت جامع بود. ایشان درعین حال که یک رهبرسیاسی بود ،یک فقیه با اعتقاد به فقه سنتی و پویا و شجاع در بیان مسائل فقهی ، فیلسوف ،متکلم ،عارف، مفسر قرآن،اهل ادبیات و شعربود. استاد حکیمی ادامه داد :امام خمینی اسلام را با آن معنای جامع میپسندید واولین هدف ایشان از انقلاب این بود که ثابت کند :دین از سیاست جدا نیست وبا این تزاستعماری کاملامخالف بود. هدف امام از انقلاب این بود که حکومت باید دینی و توحیدی باشد و پرچم توحید در جامعه برافراشته شود که مصداق بارزش حکومت رسول الله (ص)و امام علی (ع) وتاکید وجان سپاری بقیه اهل بیت و معصومین به خاطراین هدف بود.دکترحکیمی در بیان چرایی این قضیه گفت : چون باید احکام دینی در جامعه مسلمانان اجرا شود و هرگز یک حکومت بی دین و سکولار احکام دینی را در جامعه اسلامی اجرا نمی کند . امام خمینی در اعتقاد به توحید هم به توحید نظری و هم به توحید عملی قائل بودند و به خاطر همین تمام تلاش و تاکید ایشان این بود که توحید عملی که همان مطیع بودن فرد و جامعه نسبت به دستورات الهی می باشد باید به تمام معنا در جامعه اجرا شود. هدف مردم هم ازپیروی ازامام و انقلاب همین بود ونیازی که دراین زمینه احساس می کردند.یعنی واجبات دینی که مربوط به فردو اجتماع می شود به تمام معنا درجامعه اجرا شود.وگناهکاری و فساد وفحشا در جامعه نباشد. ربا و رشوه ،بی بندوباری و بی حجابی، دروغ وتهمت ،شراب خواری و قمار در جامعه اسلامی نباشد. دکتر حکیمی در ادامه با اشاره به آیه نفی سبیل گفت: تاکید امام خمینی بر استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی به خاطر این بود که:
خداوند در این آیه بیان می دارد: خداوند هیچ سلطه برای کافران نسبت به مومنان قرار نداده است .چون جامعه اسلامی نباید زیر سلطه کافران باشد.و در تحریر الوسیله امام خمینی آمده است که هر رابطه ای چه تجاری و غیرتجاری که باعث سلطه بیگانگان شود حرام است .ایشان در رابطه با تاکید امام بر آزادی اشاره کرد: آزادی با وجود قیوداخلاقی مورد نظرمی باشداین که حقوق دیگران در این آزادی ضایع نشود و به بیبندوباری کشیده نشود .آزادی که توأم با عقل باشد وانسان را گرفتارواسیر خود نکند.امام خمینی فرمودند: حکومت پهلوی به ما آزادی نداده است ما را اسیر کرده است. دکتر حکیمی ادامه داد: برپایی عدالت اجتماعی یکی دیگر از اهداف مهم انقلاب بود که البته این امردرراستای آزادی واقعی به دست می آید. دیگر اعتقاد امام و تاکید ایشان به این بود که شکل حکومت باید جمهوری و دموکراسی باشد به همان شکل که در همه کشورها مرسوم است .ولی محتوای حکومت باید اسلام و سنت و قرآن باشد.دکترحکیمی درپایان تاکید کرد:بااین تفا صیل ،اگرهرمسئولی دراین دولت وحکومت کاری انجام دهد که برخلاف اهداف این حکومت ونظام باشد وبا این کار باعث ناامیدی مردم ازانقلا ب و نظام شود، خیانتی را مرتکب شده که باید درمقابل خداوند به تمام معنا پاسخگو بوده و به طور قطع عواقب این خیانت به خود اوبرخواهد گشت.
ب
استاد راهنما: جناب آقای دکتر حسینعلی سرگزی
پژوهشگر: زینب غریب
چکیده
فرهنگ غالب در هر جامعه ای نقش بسیار سازنده در نحوه و سبک زندکی افراد ایفا می کند .ازدواج هم به عنوان مهمترین رویداد زندگی تحت تاثیر مستقیم فرهنگ و ارزش های حاکم بر جامعه است. از طرفی رواج گسترده آداب و رسوم و فرهنگ های تقلیدی و وارداتی در بین خانواده ها و دور شدن آنها از فرهنگ ها و ارزش های دینی و اسلامی –به ویژه در عصر حاضر-تغییر در سبک زندگی را موجب شده است، لذا تحقیق حاضر با هدف نقش عوامل فرهنگی بر ازدواج تنظیم و در آن تلاش گردیده تا به این سوال پاسخ داده شود که آیا عوامل فرهنگی میتواند بر ازدواج تاثیرگذار باشد؟
تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و روش بکار رفته در این مطالعه اسنادی است روش جمع آوری دادهها کتابخانهای و دادههای مورد نیاز متناسب با اهداف و سوالات مطرح شده با استفاده از ابزار و فیش جمع آوری گردیده و در تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا استفاده گردیده است.
واژگان کلیدی: فرهنگ،ازدواج ،تقوا ،سبک زندگی
از نگاه امام قدس سره -که نگاهی عالمانه و برخواسته از متون دینی است- استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی و رفاه، همه از امور لازم و ضروری برای امت و حکومت اسلامی است؛ اما اینها فقط ابزار و مقدمه برای رسیدن مردم به معنویات و اخلاق اسلامی هستند، تا با فراهم شدن شرایط، افراد جامعه بتوانند به تهذیب نفس بپردازند و از این راه به سعادت دنیا و آخرت دست یابند؛ از این رو حضرت امام قدس سره در جلسات و ملاقاتهای مختلف با مسؤولان و آحاد مردم و همچنین در بیشتر نوشته هایشان بر مسأله تهذیب نفس و توجه به معنویات و حق تعالی تأکید می کردند. ایشان میفرمایند:
اسلام برای تأمین علف نیامده است! اسلام برای تأمین معنویات آمده است. همه اش فریاد از مادیات نباشد [که این کار] بر خلاف مسلک اسلام است. معنویات اگر تحقق پیدا کرد، مادیات تأمین می شود و به دنبالش هست. اسلام مادیات را به تبع معنویات قبول دارد؛ مادیات را مستقلاً قبول ندارد. اساس، معنویات است. یک کشور با معنویاتش کشور است. صحیفه امام ،ج 7 صفحه533
شیخ ابوعلیسینا را نسبت به ابوسعید ابوالخیر ارادتی تام بود و بین این دو مکاتباتی بوده است؛ از جمله شیخ وصیت نامهی خود را برای ابوسعید ابوالخیر نوشت و فرستاد.
متن وصیتنامه به زبان عربی است. اما در اینجا ترجمهی آن به فارسی درج می شود.
آغاز هر فکر و انتهای هر اندیشه باید خدای باشد. باطن و ظاهر هر شیئی که مورد اعتبار و عبرت او قرارگرفت، باید او را به خدایتعالی توجه دهد و از نظر کردن به خدای چشم را از پلیدی و آلودگی رهایی بخشد. با قدم نفس که به حال قیام در مقام حضور بر پای ایستاده باید عالم ارواح مجرده را سیر نماید و با عقل و خرد خویش آنچه را که از آثار و عظمت مقام ربوبی در آن به اسرار نهفته است، مشاهده کند.
هنگامی که از آن مقام منیع تنزل نمود و به موقف و مقر خود فرود آمد، معبود یکتای خویش را به بیان و لسان خود تسبیح کند و کمال و صلاح را بعینه در آثار او مشاهده کند.
جمال شاهد ازلی را جز بدیدهی بصیرت نتوان دید و به کوی او جز با پیر خرد گذر نتوان کرد. ذات کبریایی او قابل ادراک و ابصار نیست. فروغ او است که در باطن و ظاهر و اشیا جلوهگر است. برای اینکه هر فردی را به کمال مطلوب خویش رساند. از هر موجودی پرتو نور او ساطع است و در هر ذره از ذرات این نشانه موجود که اوست. خدای یگانه که هستی هر هستی به هستی اوست.
هنگامی که براین حالت تسلط یافت و آن را برای خود علی الدوام حفظ نمود آن وقت است که صورت عالم علوی در آینهی وجودش منعکس شده و انوار جمال الهی در آن راه می یابد. درهمین موقع است که با مراتب عالم ربوبی آشنا شده و از لذتی بهرهمند میشود که در دسترس دیگران نیست، و از وجود خویش آن بهره را می برد، که در خود او و سزاوار آن بوده است.
تزلزل خاطر از او نور سکون و آرامش جایگزین آن گردد. مقام امنی واجد اضطراب تشویق از او برطرف گردد، حقیقت پست عالم دنیوی براو مکتشف و از کیفیت آن به خوبی آگاه گردد و آگاهی او آنچنان خواهد بود که براهل آن رقت آرد و از خدای برآنان طلب غفران کند. در نتیجه خدعه و مکر دنیا را ناچیز و متاع و حکام دنیوی را پست و حقیر شمارد. بیاد خود آرد که متذکر خدای گردد. همیشه از آن ذکر در نشاط و پیوسته از حلاوتش در سرور است. بالأخره کار دنیا و اهل آن او را به تعجب کشاند؛ همانطوری که اهل دنیا از مردی که اهل آخرت باشد در تعجب هستند و باید بداند.
نماز بهترین حرکات است، زیرا در این حرکات طی مراتب کمال میسر است. روزه بهترین سکنات است، زیرا درین سکون رنگ سکون و آلودگیهای نفس زدوده میشود. صدقه بهترین خیرات است، زیرا به سبب آن مصائب و بلایا دور و برطرف میگردد و بالأخره باید بداند پاکیزه ترین مسالک تحمل بر شدائد و سختیها و بیهودهترین کارها، ظاهرسازی و ریاکاری است.
تا موقعی که نفس به مختصر شیئی تغییرحال یافته و دگرگون میگردد و تا وقتی که توجهش به حدود الفاظ و در پی نزاع قیل و قال است، هرگز از آلودگی ها و پلیدیها خلاص نگشته و پاک نمیگردد [1].
آن علمی که عاری از فساد و با نیتی پاک توأم باشد، بهترین عمل است.حکمت و دانش اساس و مایهی برتری انسان است از غیر و در تحصیل دانش معرفت الهی برهمه مقدم است؛ زیرا شرافت هرعلمی بسته به موضوع آن است."کلمات حق و گفتار پاکیزه به سوی خدای متعال بالا میرود، آن را خدای متعال"(یا عملی خالی از خلل و عاری از فساد)رفعت میدهد.
باری به همین کیفیت از لفظ دروغ و عاری از حقیقت اعتراض نموده و در مخیلهی خویش هم حتی مجال ورود به آن نمیدهد، تا برای نفس این صداقت حالتی ثابت گشته و ملکه گردد.
در نتیجه خوابهایش راست شده و آنچه در عالم رؤیا مشاهده کند واقعیت خواهد داشت.
در خصوص مشتهیات نفس، یعنی آنچه مورد التذاذ نفس است و از آنها لذت میبرد، باید استعمال آنها صرفاً برای روبراه آوردن مزاج و نگاه داشتن وجود شخص و بقای نوع باشد.
نسبت به مشروب(خمر) باید شرب و نوشیدن آن را قطع کند؛ هرچند برای دفع مرض، معالجه یا درک لذت باشد.
با هرکسی مطابق باخوی او و حسن سلوکش رفتارنماید. درحدود امکان و به قدر استطاعت مالی خویش بذل و بخشش کند.
برای یاری مردم اکثراً آماده است و در آنچه خلاف طبع و میل اوست آنها را یاری میکند. در مورد امور شرعی کوتاهی نمیکند. رعایت احکام الهی را نموده و آنها را بزرگ میشمارد. اعضا و جوارح خویش را به انجام تکالیف واجبه وامیدارد. خدای متعال عمل به این شریعت را برای بندگان خود مقرر فرموده است و به آنان افعالی که تحت اصول مذهب اسلام انجام می گیرد، حکم میکند. خدای متعال دوست و دوستدار و والی آن اشخاصی است که آیین مقدس اسلام را پذیرفته و ایمان آوردهاند و چون ما بحال و دل آن را قبول نموده و گردن نهادهایم. پس خدای متعال ما را بس و برغیر او هم نظر نخواهیم داشت. چه بسیار خوب است آن کسی که ما امورخود را بدوسپردهایم.
منبع:
1. متن فوق، وصیتنامهای منسب به شیخرئیس بوعلیسیناست؛
این متن به نقل از پایگاه اطلاعرسانی حوزه، از “فهرست نسخههای مصنفات ابنسینا” ذکر شده است.
http://buali.ir/zendeginameh-vasiat-fa.html
استاد راهنما:آقای حسین اربابون
پژوهشگر: کلثوم طاهری
چكيده:
بر اساس معارف دینی به صراحت قرآن کریم، تمام جهان هستی، دارای درک و شعور بوده و با خالق جهان در ارتباط هستند.هر چند برای ما انسانها درک آن از طریق عادی مقدور نیست و رابطه ما با آنها گسسته است. در این میان حیوانات اگرچه قوه ناطقه و عاقله انسانی را ندارند، از درک و شعور بهره مند بوده و از احساسات و عواطف برخوردار هستند.به همین علت فقه اسلامی برای حیوانات حرمتی قائل شده که به دنبال خود، حقوقی برای حیوان و تکالیفی را برای صاحبان آنها در پی دارد. اسلام در 1400 سال پیش رعایت حقوق حیوانات را بسیار دقیق و لطیف با ضمانت اجرایی دنیوی و اخروی بیان کرده است. در تعالیم اسلامی همواره انسان ها به شفقت و ترحم و مدارا با حیوانات توصیه شده اند. آیات و احادیث زیادی بر لزوم رعایت حقوق حیوانات اشاره دارند به همین منظور پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) می فرمایند:« حیوان هر صبح و شام گوید: خداوندا صاحبی مرا نصیب فرما که مرا سیر گرداند و سیراب نماید و بیش از طاقت بر من بار نکند». بنابراین از تعالیم اسلام چنین برداشت می شود که، اهم حقوق حقوق حیوانات شامل: تأمین نیازهای طبیعی آنان مانند: آب، غذا، محل مناسب زندگی و شرایط زیستی و روانی صحیح، رسیدگی به بهداشت و درمان آنان، جلوگیری از آزار و درد و رنج و کشتن بی مورد آنان باید به دقت مورد توجه کسانی که با حیوانات کار می کنند قرار گیرد.
واژگان کلیدی: حقوق، حیوانات، اسلام
آخرین نظرات